شيخ حسين انصاريان
221
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
روزى غلام من بر بام خانه نشسته گوشت قديد مىكرد بر همان اميد كه مگر بار ديگر زاغ عقد مرواريدى بياورد ، ناگاه لقلقى مارى در منقار داشت ، چون به سر غلام رسيد مار از منقار او جدا شده در كنار غلام افتاد و آن بيچاره را زخمى زده هلاك گردانيد . زن گفت : لعنت بر لقلق و زاغ باد . من گفتم : خيانت لقلق معلوم است اما جرم زاغ چيست كه لعنت بر او مىكنى ؟ دختر گفت : روزى بر بام خانهء خود نشسته بودم و عقد مرواريد قيمتى پيش خود نهاده ناگاه به سخنى مشغول شدم ، زاغى بيامد و آن را در ربود ، پدرم جمعى در عقب او فرستاد و از آن اثرى نيافتند . آخرالامر آن را در بازار بغداد در دكان صرّافى ديدم ، به پانزده هزار درم خريده به نزد من آوردند . من تبسّم كردم و صورت حال بيان نمودم و اين معنى از نوادر اتفاقات است . » « 1 » داستانى در رزّاقيت خدا « قاضى برنى حكايت كرد كه : زنى را ديدم در باديه كه سرما آمده بود و زراعت وى را به آسيب سخت دچار كرده بود ، زراعتى كه سبب معاش و مايهء ارتزاق او بود . مردمان او را در آن مصيبت تعزيت مىدادند و به صبر امر مىكردند كه او در آن ميان دست به دعا برداشت و روى به آسمان كرد و گفت : اللّهُمَّ أنْتَ الْمَأْمُونُ لأِحْسَنِ الْخَلَفِ ، وَ بِيَدِكَ التَّعْويضُ عَمّا تَلَفَ ، فاْفْعَلْ ما أنْتَ أهْلُهُ ، فَإنَّ أرْزاقَنا عَلَيكَ ، وَ آمالَنا مَصْرُوفٌ إلَيْكَ . الهى ! تويى قابل اعتماد براى حفظ بهترين چيزى كه بجا مانده و بر آنچه تلف شده تو بهترين جبران كنندهاى ، به آن صورت كه اهليّت دارى نعمتت را بر من ارزانى دار و آن چنان كه لايق آنى از دستگيرى درماندگان و يارى بيچارگان از من دستگيرى كن كه روزى ما بر عهدهء توست و اميد ما به عنايت و لطف
--> ( 1 ) - زينة المجالس : 702 .